مطالعه موردی مهندسی
Divazheh / Koala زیبایی
مشتریان آرایشی بهندرت با دانستن نام محصول میآیند. با دانستن یک دغدغهی پوستی، یک دسته یا برندی که نیمهبهیاد دارند میآیند، و همین ناوبری و ارائهی محصول را روی فروشگاهی مثل این تبدیل به کل کار میکند.
مسئله تجاری
یک کاتالوگ زیبایی محصولات تقریباً یکسان زیادی دارد که با رنگ، اندازه و فرمولاسیون از هم جدا میشوند. ارائه به شکل یک شبکهی تخت انتخابکردن از آن را غیرممکن میکند، و مشتری یا میرود یا پرسشی میپرسد که فروشگاه باید با دست جوابش دهد. کار این بود که ساختار کاتالوگ بهقدر کافی قابلدیدن شود که بشود در آن گشت.
آنچه تحویل دادم
- یک ویترین ووکامرس که طوری ساختار یافته که دستهها وزن مرور را حمل کنند، نه اینکه به جستوجوی نام دقیق محصول توسط مشتری تکیه شود.
- ارائهی محصول که ویژگیهای متمایزکننده را در فهرست قابلدیدن میکند، چون رنگ و اندازه همان چیزی است که ورودیهای وگرنه یکسان را از هم جدا میکند.
- یک جریان خرید که روی موبایل کوتاه نگه داشته شده، جایی که اکثریت این مخاطب خرید میکند.
- یک ساختار قابل نگهداری که تیم خود فروشگاه بتواند با رشد کاتالوگ گسترشش دهد، بدون نیاز به توسعهدهنده برای افزودنهای روتین.
رویکرد فنی
- ساختار دستهبندی بهعنوان رابط اصلی در نظر گرفته شد. روی کاتالوگی از محصولات تقریباً یکسان، ناوبری از جستوجو ارزشمندتر است.
- تصمیمهای ارائه بر اساس آنچه واقعاً دو محصول مجاور را از هم جدا میکند گرفته شد، تا فهرست به همان پرسشی جواب دهد که مشتری واقعاً دارد.
- ساخت نزدیک به الگوهای استاندارد ووکامرس ماند، که همان چیزی است که آن را برای فروشگاه قابل نگهداری نگه میدارد نه وابسته به من.
نتیجه و شواهد
فروشگاه کاتالوگش را طوری ارائه میکند که مشتریان بتوانند بدون دانستن نام محصول در آن حرکت کنند، و تیم فروشگاه میتواند خودش گسترشش دهد.
اهمیت برای کارفرما
برای فروشگاهی در این اندازه، تحویل فقط یک فروشگاه کارآمد نیست بلکه فروشگاهی است که برای کار کاتالوگی عادی به توسعهدهنده نیاز ندارد.
خلاصه اجرایی خوانا
خلاصه_اجرایی {
پروژه: "Divazheh / Koala Beauty"
نوع: "ویترین ووکامرس، زیبایی و آرایشی"
رابط_اصلی: "ساختار دستهبندی، نه جستوجو"
فهرست: "ویژگیهای متمایزکننده رو میآیند (رنگ، اندازه)"
مخاطب: "موبایلاول"
محدودیت: "قابل نگهداری توسط تیم خود فروشگاه"
رویکرد: "الگوهای استاندارد ووکامرس، حداقل سفارشیسازی"
}ارزش حرفهای این پروژه
کار سایت مشتری با این سنجیده میشود که آیا مشتری یک سال بعد هنوز میتواند خودش بگرداندش یا نه. این محدودیت بیشتر از هر انتخاب بصریای تصمیمها را شکل میدهد.
الگوهای استاندارد و قابل نگهداری انتخاب درستی هستند وقتی من نگهدارندهی بلندمدت پروژه نیستم.